سفارش تبلیغ
مرکز داده تبیان
ارغوان(ابتهاج)


ارغوان(ابتهاج)


 


سلام خدمت دوستان خوبم


بعد از مدتی غیبت با یه کار جدید از خودم  وبلاگ رو آپدیت کردم


این کار در آواز اصفهان ساخته شده


این کار رو تقدیم میکنم به دوست عزیزم آقای مهدی لک که واقعا به گردن بنده حق دارند


امیدوارم با این کارم تونسته باشم کمی از لطف هاشون رو جبران کنم


 


لینک دانلود


 


نوشته شده در چهارشنبه 7/2/90ساعت 4:36 عصر توسط امیر حسین یقموری نظرات ( ) | |

این هم آخرین کاری که ساختم
فقط پیشاپیش بخاطر ظبط خانگی این کار عذر خواهی میکنم
در ضمن این کار را در آخر یک روز و با روح و جسمی خسته ظبط کردم
اگه ایرادی در نواختنم هست به حساب خستگی روحی و جسمی اون لحظه بگذارید
منتظر نظراتتان هستم

نوشته شده در شنبه 17/7/89ساعت 11:40 صبح توسط امیر حسین یقموری نظرات ( ) | |

سلام دوباره خدمت همراهان همیشگی وبلاگ
امروز برایتان یک قطعه تصویری از اجراهای اخیر استاد محمد رضا شجریان را با همراهی گروه شهناز و به سرپرستی مجید درخشانی آماده کرده ام
امیدوارم مورد پسندتان واقع شود
ممنون میشم اگه با نقطه  نظراتتان در بهتر شدن وبلاگ یاریم کنید
یا حق
لینک دانلود:
قطعه تصویری مرغ خوشخوان با صدای شجریان و همکاری گروه شهناز(لینک مستقیم)


نوشته شده در دوشنبه 12/7/89ساعت 9:39 صبح توسط امیر حسین یقموری نظرات ( ) | |

سلام دوباره خدمت دوستان عزیز
امروز یک قطعه تصویری از تکنوازی استاد جلیل شهناز برایتان آماده کرده ام
دلیل انتخاب این قطعه هم هنر پنجه کاری استاد است که در آن بدون زدن  مضراب,صدا تولید میکنند!
حتما پیشنهاد میکنم این قطعه را دانلود کنید
منتظر نظراتتان هستم
لینک دانلود:
تکنوازی تار شهناز


نوشته شده در جمعه 9/7/89ساعت 11:54 صبح توسط امیر حسین یقموری نظرات ( ) | |

نمیدونم در بیان و توصیف این شعر چه بگویم
فقط بدانید سراینده اش ابتهاج است
همین...
--------------------------------------------------------------------
چه فکر میکنی؟
که بادبان شکسته زورق به گل نشسته ایست زندگی
در این خراب ریخته
که رنگ عافیت ازو گریخته
به بن رسیده راه بسته ایست زندگی
چه سهمناک بود سیل حادثه
که همچو اژدها دهان گشود
زمین و آسمان ز هم گسیخت
ستاره خوشه خوشه ریخت
و آفتاب در کبود دره های آب
غرق شد...
هوا بد است
تو با کدام باد میروی؟
چه ابر تیره ای گرفته سینه ترا؟
که با هزار سال
بارش شبانه روز هم
دل تو وا نمی شود
تو از هزاره های دور آمدی
دراین درازنای خون فشان
به هر قدم,نشان نقش پای توست
دراین درشتناک دیولاخ
ز هر طرف,طنین گام های رهگشای توست
بلند و پست این گشاده دامگاه ننگ و نام
به خون نوشته نامه وفای توست
به گوش بیستون هنوز صدای تیشه های توست
چه تازیانه ها که با تن تو تاب عشق آزمود
چه دام ها که از تو گشت سر بلند
زهی شکوه قامت بلند عشق
که استوار ماند در هجوم هر گزند
نگاه کن
هنوز,آن بلند دور
آن سپیده
آن شکوفه زار انفجار نور, کهربای آرزوست
سپیده ای که جان آدمی همواره در هوای اوست
به بوی یک نفس در آن زلال دم زدن
سزد اگر هزار بار بی افتی از نشیب راه و باز
رو نهی بدان فراز
چه فکر میکنی؟
جهان چو آبگینه شکسته ایست
که سرو راست هم درو شکسته مینماید
چنان نشته کوه در کمین دره های این غروب تنگ
که راه بسته مینماید
زمان بیکرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمیست این  درنگ درد و رنج
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ میزند,رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست,زنده باش

نوشته شده در یکشنبه 10/5/89ساعت 6:37 عصر توسط امیر حسین یقموری نظرات ( ) | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ